اختلاف هیلتر با پدرش همچنان ادامه داشت و در حالی که او تصمیم داشت به رشته هنر برود اما پدرش او را به مدرسه فنی فرستاد سالها بعد هیتلر در کتاب نبرد من اعتراف کرد که "امیدوارم عقب افتادگی را که پدرم به من تحمیل کرد جبران کنم"اختلافات او و پدرش در مسائل سیاسی نیز بود پدر او طرفدار امپراطوری اتریش بود بر خلاف هیلتر که اعتقاد داشت اتریش جزوی از  المان و مربوط به روم باستان میدانست.

سر انجام در سال 1903 پدر هیلتر از دنیا رفت و او بلافاصله رشته فنی را رها کرد و به رشته هنر رفت،او تنها هدفش تبدیل شدن به یک نقاش ماهر بود.

در سال 1905 همچنان فقر ادامه داشت و هیلتر در پرورشگاه  بوهامایی زندگی میکرد او در موسسه ریبایی وین به دلیل عدم صلاحیت در نقاشی مشروط شد و به او گفتن که توانایی او بیشتر به معماری میخورد.

او  بعدا در این مورد گفت:

"هدف من از این سفر بررسی گالری موزهٔ کرت بود. اما کمی بعد از اینکه به تابلویی دقت می‌کردم متوجه می‌شدم چیز دیگریست که توجه مرا به سوی خود جلب می‌کند، و آن خود موزه بود. از صبح تا نیمه شب، توجهم از موضوعی به موضوع دیگر عوض می‌شد اما این ساختمان موزه بود که بیشترین توجه من روی آن متمرکز شده بود"

بنا به سفارش رئیس آموزش گاه، وی متقاعد شد که مسیر تحصیلیش را تغییر دهد. ولی وی تحصیلات لازم برای معماری را نگذرانده بود:

"بالاخره بعد از مدتی تلاش یک مهندس شدم، بقیه راه مشکلی که در مدرسه ریشویل از دست داده بودم در اثر کوشش‌ها و تمرین‌های ده ساله تا اندازه‌ای جبران شد و هنگامی که بعد از مرگ مادرم دو مرتبه به وین آمدم این بار اقامت من چندین سال طول کشید حالت آرامش و تصمیم جدی در خود احساس کردم و کم کم غرور اولیه‌ام بیدار شد و جدا مصمم شدم که خود را به جایی برسانم"

در سال 1907 مادر هیلتر بر اثر بیماری سرطان سینه به طور دردناکی در گذشت و ادولف در دادگاهی تمام ارث پدریش را به خواهرش واگذار کرد.

او در سن 21 سالگی در وین به عنوان یک نقاش فعالیت میکرد و اثارش را به توریستها و سایرین میفروخت و از این راه زندگی خود را میگذراند.

در سال 1909 هیلتر مجداد و برای دومین بار از موسسه هنرهای زیبایی اخراج شد و این باعث شد که او به شدت فقیر شود در سال 1910 در خانه هایی که مخصوصه کارگران فقیر بود شروع به زندگی کرد.

در فرهنگ کاتلیکهای اتریش مخالفت با یهودیان ریشه عمیق دارد هیتلر نیز با انان دوشمنی داشت و انها علت بدبختی اریایهای میدانست با این وجود یهودیان جمعیتی زیادی از وین را تشکیل میدادند هیلتر در همین زمان به شدت اخبار مربوط به احزاب را دونبال میکرد.

وی پس از بررسی احزاب اتریش به این نتیجه رسید که تنها حزبی می تواند به قدرت کامل دست یابد که بتواند تظاهرات عظیم خیابانی به نفع خود سازمان دهی کند و احساسات و هیجانات مردم را در اختیار بگیرد و همچنین پشتیبانی دست کم یکی از سه نیروی اصلی کشور یعنی ارتش، کلیسا و یا شخص اول مملکت (رییس جمهور اتریش) را با خود داشته باشد.هیتلر این تجربیات را در راه به قدرت رساندن حزب نازی به خوبی به کار گرفت.وی در کتاب خود نبرد من می نویسد که استدلال های منطقی و جملات ادیبانه نیستند که تاریخ را می سازند بلکه خطابه‌های تحریک کننده هیجانات مردم هستند که مسیر تاریخ را تعیین می کنند.در سال ۱۹۱۳، هیتلر از اتریش - مجارستان به مونیخ نقل مکان کرد.اما چون برای کشورش خدمت سربازی انجام نداده بود توسط پلیس مونیخ دستگیر و سپس به کشورش برگردانده شد اما هیتلر از خدمت سربازی معاف شد و توانست بار دیگر به مونیخ برگردد.

کم کم خوی پست هیلتر همان کودک قابل ترحم داشت رو میشد خویی که دنیا را اسیر جنگی دردناک کرد.

در جنگ جهانی یکم المان شکستی خفت بار خورد و در بحران فقر و بیکاری قرار گرفت هیتلر نیز یکی از میلیونها جوانی بود که شکست کشورش را قبول نداشت و اعتقاد داشت این شکست نتیجه اتحاد یهودیها و کمونیتها هست.

هیلتر مشروب نمیخورد،سیگار هم نمیکشید و از خوردن گوشت حیوان پرهیز می کرد به موسیقی بسیار علاقه داشت.

حزب کارگر المان که حزب کوچکی شامل 55 تن بود در سال 1919 شروع به فعالیت کرد،فعالیتی که از دید دولت وایمار مشکوک تلقی شد و چندین تن رابه عنوان جاسوس وارد این حزب کرد که یکی از انان هیلتر جوان بود،هیتلر با نفوذ به این حذب با انها و اهدافشان اشنا شد و بعدها به دلیل قدرت سخنگویی خوب خود به عنوان یکی از سخنران حزب مشغول به کار شد.

به مرور زمان هیتلر شیفته این حزب شد و به ان پیوست و از سازمان اطلاعات ارتش خارج شد و به یکی از پایه های حذب تبدیل شد او در اولین اقدامش در شمارش اعضای حزب از 500 شروع کرد و به جای اعلام 55 نفر 555 نفر را اعضای این حذف اعلام کرد و از این طریق تبلیغ گشترده ای را انجام داد.

این حزب توسط هیئت 7 نفره ای اداره میشد که هیلتر نیز به جمع این 7 نفر رسید و در دومین اقدامش در سال 1920 نام حزب را به حرب ملی کارگران  سویالیست المان تغییر داد و در سومین اقدامش هیئت 7 نفره را لغو کرد و خود تنها رئیس این حزب شد و در  اولین اقدام خود گروه شبه نظامی با نام اس ا تشکیل داد.

هیلتر اقدام بعدی خود اعلام کرد که حزب او دو هدف دارد 1:پیشرفت المان و 2:نابودی دوشنان المان شامل فرانسه،شروی و انگیلیس را که در چنگال یهودیان هستند را دارد.

هیتلر نماد صلیب شکسته را به عنوان نماد حزب خود و نماد اریایی انتخاب کرد در سالهای 1921 و 1922 حزب نازی پیشرفت فوق العاده داشت.

حزب نازی دارای یک شاخه به نام گروه حمله اس آ بود.در راس این گروه ارنست روهم نزدیک‌ترین دوست هیتلر در حزب قرار داشت.در سال ۱۹۳۴ هیتلر به دلایلی از جمله خشونت طلبی، این گروه را منحل کرد و روسای آن از جمله ارنست روهم به دلیل توطئه کشته شدند. یکی از دلایل نارضایتی هیتلر و ارتش از نیروی اس آ این بود که روهم قصد داشت اس آ را جانشین ارتش نماید.پس از اعدام روسای اس آ، نیروی اس اس که زير رهبری هیتلر قرار داشت و زیر مجموعه اس آ به شمار می آمد، به عنوان نیروی مستقل به فعالیت ادامه داد.

در ژانویه ۱۹۲۳، فرانسه منطقه روهر صنعتی را در پی پرداخت نشدن غرامت جنگ جهانی یکم اشغال کرد. این اشغال موجب هرج و مرج شد. در همان موقع در بایرن حرکت نیرومندی برای جدا سازی آن ایالت و استقرار یک حکومت کاتولیک پیرو فرانسه در جریان بود. ژنرال فن لوسوو، رئیس بایرنی ارتش دیگر از برلین دستور نمیگرفت و پرچم آلمان به ندرت دیده میشد. در نهایت نخست وزیر بایرن تصمیم گرفت استقلال بایرن و انشعاب آن را از آلمان اعلام کند. در چنین شرایطی که غرور ملی آلمان بار دیگر زیر پا گذاشته شده بود تعداد اعضای حزب به شدت افزایش پیدا کرد و در همین مدت ۲۰،۰۰۰ نفر تا پایان ماه نوامبر به اعضای حزب افزوده شد. در چنین شرایطی نازی‌ها تصمیم گرفتند به کمک ژنرال لودندورف در سالن آبجو مونیخ گرد هم آیی بر پا کنند و سپس در اعتراض به وضع کنونی دست به اعتراض بزنند. هیتلر یک ضد حمله سازمان دهی کرد. قرار بود که در شب ۸ نوامبر یک گردهمایی در برگربرو برگزار شود و نخست وزیر، دکتر فن کار شروع به خواندن اعلامیه رسمی خود که عملا برابر بود با اعلام استقلال بایرن کند که توسط هیتلر و لوندروف بی نتیجه ماند. روز بعد، گردان های نازی خیابان را با هدف انجام یک تظاهرات گسترده به نفع اتحاد ملی اشغال کردند. انبوه جمعیت که توسط هیتلر و لوندروف هدایت میشدند در حال رژه رفتن بودند که ارتش به روی آن ها آتش گشود. این اعتراضات در نهایت ناکام ماند و ۱۶ نفر از راه پیمایان در دم کشته و دو نفر مصدوم شدند که بعدا به خاطر زخم هایشان در پادگان های محلی ارتش جان سپردند. هیتلر، لودندورف و تعدادی دیگر دستگیر شدند. هیتلر با استفاده از فرصت پیش آمده در دادگاه (حضور خبرنگاران داخلی و خارجی) توانست به شهرت خود بیفزاید.وی در دادگاه اما پس از ۶ ماه با قید و به خاطر آنچه خیانت به دولت و ملت خوانده شد در مارس ۱۹۲۴ محاکمه و به ۵ سال حبس محکوم شد. در این مدت بود که هیتلر کتاب نبرد من خویش را نوشت و حزب نازی در جریان این فعالیت‌ها ممنوع اعلام شد.
 آدولف هیتلر پس از آزادی دوباره اقدام به تجدید سازمان کرد. اما متعهد شد که گروه شبه نظامی حزب را منحل کند و اقدامی بر علیه دولت وقت انجام ندهد.البته هیتلر با کمک هاینریش هیملر اس اس را در آوریل ۱۹۲۵ تاسیس کردند و همچنین تمرکز بیشتری در جذب زنان در حزب گرفتند همچنین شعار معروف حزب به نام سلام هیتلر (Heil Hitler) نیز در همین سال تصویب شد.

در سال 1932 هیلتر در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد ولی شکست خورد در دوم نیز او باز هم شکست خورد.

رئیس جمهور هیندنبرگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر را به عنوان رهبر حزب اکثریت رایشتاگ به عنوان صدر اعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کردند. هیتلر به دلیل مخالفت شدید با اتحادیه‌های کارگری و مارکسیستها مورد توجه و حمایت صاحبان صنایع بزرگ آلمان(مانند تیسن صاحب شرکت فولاد تیسن) قرار گرفت و سیل کمک های نقدی به صندوق حزب سرازیر شد.

در ادامه بارها به هیلتر حمله شد بمب گذاری در اشیانه گرگ و... از جمله انان بود که هیتلر جان سالم به در برد

تا سال ۱۹۲۸ حزب نازی تنها ۱۲ کرسی در مجلس ملی آلمان داشت که با عمیق شدن بحران‌های اقتصادی و سیاسی توانست تا سال ۱۹۳۲ بیش از ۲۳۰ کرسی در مجلس ملی آلمان به دست آورد و این تعداد کرسی حزب نازی را به بزرگترین حزب مجلس ملی تبدیل کرد.
. هیتلر توانست با همراه کردن برخی احزاب کابینه ائتلافی خود را تشکیل دهد. در جریان آتش گرفتن رایشستاگ (مجلس ملی) هیتلر توانست بزرگترین رقیب خود حزب کمونیست آلمان را از صحنه خارج کند و این اولین قدم برای تک حزبی کردن آلمان بود.در ماه مارس ۱۹۳۳ حزب نازی توانست قانونی را در مجلس تصویب کند که به موجب آن اختیارات بالایی به صدراعظم داده می شد تا در طول ۴ سال قانون اساسی آلمان اصلاح شود، این فرصت چهار ساله اجازه می داد برنامه‌های حزب نازی به خوبی و به صورت کامل اجرا شود احزاب دیگر در مجلس ملی آلمان مخالف این قانون بودند و پس از مخالفت یک به یک از صحنه سیاسی آلمان حذف می شدند تا اینکه در ۱۴ژوئیه ۱۹۳۳ آلمان رسماً یک کشور تک حزبی اعلام شد.
هنگامی که در ژوئن ۱۹۳۴ خبرنگار انگلیسی در برلین از آدولف هیتلر در خصوص تغییرات بسیار در آلمان سوال کرد وی اینگونه پاسخ داد :
"در ابتدا این حرف من را به تمسخر گرفتند وقتی گفتم جنبش نازی ها هزار سال ادامه خوهد یافت، فراموش نکنید مردم چگونه به من می خندیدند هنگامی که ۱۵ سال پیش گفتم من روزی در آلمان حکومت می کنم.خنده آنها به همان مقدار ابلهانه است وقتی من می گویم در قدرت باقی خواهم ماند"

در سال 1938 هیتلر توانسط بدون خون ریزی و با یک رفرارندوم اتریش را ضمیمه کشور المان کند و این سبب محبوبیت بیشتر او شد.

هیتلر در ادامه باعث نابودی کشوررهای زیادی و از جمله نسل کشی در لهستان شد،هیتلر همچنین محکوم به هلوکاست هست گفته میشود حدود شش میلیون نفر از مردان، زنان و کودکان یهودی و همینطور میلیون‌ها انسان دیگر از جمله کمونیستها، همجنس‌گرایان، عقب ماندگان ذهنی، اسیران جنگی شوروی، بیماران روانی، به دست نازیها، هولوکاست نامیده می‌شود. پس از جنگ جهانی کتابها و آثار هنری بسیاری در حوزه‌های مختلف هنر به این موضوع پرداخته و امروزه هولوکاست به عنوان نمادی از شر مطلق شناخته می‌شود و با وجود گذشت زمان، علاقه به یادآوری این واقعه افزون گشته‌است و مراسم روزهای یادآوری و محکومیت آن هر ساله در کشورهای بسیاری برگزار می‌شود.

سر انجام هیتلر در حمله به روسیه بر اثر سرما شکست خود و این بار به زندگی خود پایان داد ،هیتلر در آخرین ساعات عمرش با "اوا براون" ازدواج کرد و هنگام خودکشی نیز اوا همراه وی همزمان دست به خودکشی زد.اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی دست زدند. پیکر بی جان آن دو را دکتر گوبلز و سایرین که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر سوزانده شد


منبع : سایت سقوط آزاد