فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی

فروپاشی اتحاد شوروی در آغاز دههٔ ۹۰ میلادی اتفاق افتاد. اتحاد جماهیر شوروی، سراسر دوران جنگ سرد (۱۹۸۹-۱۹۴۵) در کنار ایالات متحده آمریکا یکی از دو ابرقدرتی به شمار می‌رفت که داعیه ارائه الگویی بهتر برای حیات بشری را مطرح می‌ساخت. با وجود رشد سریع شوروی در دهه‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰، الگوی رشد اقتصادی این کشور از اواسط دهه ۱۹۷۰ ناکارآمدی خود را در حوزه‌های مختلف به نمایش گذاشت و نهایتاً در پایان دهه ۱۹۸۰ نه تنها به عنوان یک راه حل از مباحث نظری اقتصاد سیاسی کنار گذاشته شد، بلکه به همراه خود ساختار سیاسی شوروی را نیز از صفحه جغرافیای سیاسی جهان حذف کرد.

ادامه نوشته

جنگ خلیج فارس

پایان جنگ ایران و عراق هم‌زمان با بروز تشنّج عراق و کویت بود. ارتش عراق در زمان حکومت صدام حسین و حزب بعث عراق در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰ م.) به کویت حمله و این کشور را اشغال کرد. عراق با این حمله باعث بروز بحرانی بین‌المللی گردید و اخطار شورای امنیت را نپذیرفت. آمریکا در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با ائتلافی از کشورهای دیگر به کویت و سپس به عراق حمله کرد و ارتش عراق را از کویت بیرون راند.

دلیل حملهٔ عراق به کویت مشکل بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق به کویت و تلاش عراق برای بازسازی اقتصاد عراق بود که در جنگ ایران و عراق نابود شده بود. عراق معتقد بود چون جنگ ایران و عراق به سود کشورهای عرب حوزه خلیج فارس بوده‌است، دولت‌های عربی باید بدهی ۳۰ میلیارد دلاری عراق را ببخشند. کویت زیر بار نرفت و تشنج با کویت بروز کرد.

از جنگ خلیج فارس به عنوان جنگ اول خلیج فارس و یا در بعضی منابع جنگ دوم خلیج فارس نیز یاد می‌شود. از عملیات حمله آمریکا به عراق در سال ۱۳۶۹ شمسی(۱۹۹۱ میلادی) به عنوان طوفان صحرا یاد می‌شود.

این نبرد بنا بر گفته دانشنامه جنگ و صلح بزرگترین نبرد قرن بیستم پس از جنگ جهانی دوم از لحاظ تعداد تجهیزات و متحدان است.

ادامه نوشته

ایران یکی از رکورد داران جهان از نظر جاذبه های گردشگری

از نظر جاذبه های گردشگری ایران یکی از رکورد داران جهان است ایران، سرزمین«ترین »های گردشگری          همیشه «ترین ها» جذابیت داشته است. همین ترین ها یکی از دلایل مهم سفر برای جهانگردان و گردشگران بوده است. این وی ژگی به اندازه ای جذابیت دارد که بسیاری در حال ساخت آنها هستند.

ادامه نوشته

قلعه ضحاک

قلعه ضحاك(آژدهاك) یا داش قلعه در 28 كیلومتری‌ شرق‌ عجب‌شیر و در ساحل شرقی دریاچه ارومیه و در 95 كیلومتری جنوب تبریز قراردارد.

قلعه ضحاك با بیش از 3000 سال قدمت بر فراز كوه منفرد، از مكان‌های مهم اقوام مانایی و مادها بوده است.این قلعه در نزدیكی شهرستان عجب شیر در استان آذربایجان و یكی از مكان‌های دیدنی است كه در ارتفاع ۲۳۰۰متری از بستر رودخانه قلعه  قرار گرفته است.

قلعه ضحاک

قدمت قلعه ضحاك به اقوام مانایی و مادها برمی‌گردد و در تاریخ نام‌های متعددی از جمله؛ ضحاك ، اژدهاك، قیز قلعه سی، داش قلعه سی، باروآس، رویی دژ و قلعه گویی ذكر شده است.قلعه ضحاك اولین‌ بار توسط‌ یك‌ هیئت‌ باستانشناسی ‌آلمانی‌ در سال‌ 1971 میلادی‌ مورد بررسی‌ و تحقیق‌ قرار گرفته‌ است.

آثار برجای مانده از برج‌های نیم استوانه‌ای به نام دروازه قلعه و پوشش دیوارها كه از سنگ‌های مكعب مستطیلی است، قدمت آن را تا دوره ساسانی می‌رساند ولی سفال‌های به دست آمده از این قلعه مربوط به سده‌های ششم و هفتم هجری است.از این قلعه كه به عنوان یك دژ استفاده می‌شده، از سه طرف مشرف به پرتگاه بوده و دیوارهای آن كنده كاری شده است.

قلعه ضحاک

در این قلعه مخازن سنگ، آب انبار، آسیاب، سالن شورا، حمام و ده‌هاآثار دیگر وجود دارد.نیمی از اتاق‌های‌ قلعه بی‌ سقف‌ در زمین‌ كنده‌ شده‌ و نیم‌ دیگر در كوه و‌ به‌ صورت‌ حفره‌ای ‌درآورده‌ شده‌ است.اغلب‌ این‌ حفره‌ها چاله آبی‌ هم (آب‌ انبار) دارند. همچنین‌ بر دیوارهای‌ این‌ حفره‌های‌ سنگی‌، طاقچه‌های‌ كوچكی‌ كنده شده است.

در داش‌ قلعه‌ ضحاك‌، تك‌ حفره‌هائی‌ نیز دیده‌ می‌شود كه‌ تمام‌ آن‌ را در صخره‌های‌ عمودی‌ كوه‌ كنده‌اند.علاوه‌ بر اینها، آب‌ چشمه‌ای‌ كه‌ در دامنه‌ كوه‌ مقابل‌ قرار دارد با فشار متوسط‌ لوله‌هایی‌ كه‌ در زمین‌ كار گذاشته‌ شده از روی‌ پشته‌ مابین‌ گذشته‌ و به‌ ارتفاع‌ قلعه‌ می‌رسد.

مسیر لوله‌ آب‌ از روی‌ بستری‌ كه‌ در زمین‌ به‌ وضوح‌ نمایان‌ است‌ معلوم‌ می‌گردد به‌ علاوه‌ تكه‌های‌ متعددی‌ از لوله‌های‌ گلی‌ و بقایائی ‌از قالب‌ سنگی‌ كه‌ با بی‌قیدی‌ از بستر كنده‌ شده‌ است‌ در اطراف‌ دیده‌ می‌شود.

بستر لوله‌ به‌ عرض‌ 50 سانتی‌متر و عمق آن‌ حداقل‌ یك‌ متر بوده‌ است‌. لوله‌های‌ گلی‌ تقریباً از تكه‌های‌ خورد تكمیل‌ شده‌ در یكدیگر رفته‌ و در بستر قرار گرفته‌اند.این‌ قلعه‌ از تاراج‌ و كندوكاوهای‌ غیرمجاز در امان‌ نبوده‌ و فضای‌ اطراف‌ قلعه‌ پوشیده‌ از حفره‌هایی‌ است‌ كه‌ توسط‌ غارتگران‌ برای‌ بدست‌ آوردن‌ عتیقه‌، زیرورو شده‌ است‌.

 

منبع: همشهری آنلاین

 

قرارداد پاریس

معاهده پاریس در مارس ۱۸۵۷ میلادی پس از دومین نبرد انگلیس با ایران برسر مساله هرات جهت صلح بین دو کشور در پاریس منعقد گردید.

انگلیس با تصرف بخش‌هایی از جنوب ایران (بنادر خرمشهر و بوشهر و جزایر جنوب) ناصرالدین شاه قاجار را مجبور به قبول پیمان پاریس (۱۸۵۶) کرد. بر طبق این پیمان ایران از ادعای خود بر هرات چشم پوشی کرد و هرات در ۱۸۶۳ به افغانستان ملحق گشت و ایران موجودیت کشوری به نام افغانستان را به رسمیت شناخت. در سال ۱۸۸۷ بلوچستان توسط انگلیسها به هند (تحت حکومت بریتانیا) ملحق شد.

جدایی هرات از ایران توسط انگلیسها

اعلان جنگ انگلستان یا بطور مشخص کمپانی هند شرقی علیه ایران، در واقع یکی از ترفندهای ماهرانه و ماجراجویانه سیاست خارجی انگلیس در آسیاست که به مدد آن، تا پیش از این نیز، تصرفات خود را در این قاره گسترش داده بود.

در قرن ۱۶ م. هرات تحت کنترل صفویان ایران قرار گرفت. در دوران صفوی هرات مهم‌ترین شهر و مرکز خراسان محسوب می‌شد. شاه عباس کبیر در این شهر به دنیا آمد و تا پیش از به سلطنت رسیدن در این شهر زندگی می‌کرد.

هرات همواره مورد طمع ازبکان بود حتی چندبار این شهر به دست ازبکان افتاد. اما سلطه ازبکان بر این شهر به صورت کوتاه مدت بود و آنها از دوره‌های فترت در اوایل سلطنت شاه طهماسب اول و اوایل سلطنت سلطان محمد خدابنده و شاه عباس اول استفاده کردند و هر بار برای مدت کمی این شهر را در اشغال داشتند. گفتنی است پس از سقوط صفویان هرات مدتی در اشغال طایفهٔ ابدالی بود و به دست نادر شاه افشار افتاد. پس از مرگ نادر افغان‌ها بر هرات مسلط شدند. در دوران معروف به بازی بزرگ ماموران بریتانیایی در هرات فعال بودند و از جدایی هرات از حکومت ایران پشتیبانی می‌کردند.

در ۱۲۴۹ ه. ق. عباس میرزا از سوی فتح‌علی شاه قاجار مامور پس گرفتن هرات از افغان‌ها شد. مرگ عباس میرزا در راه مشهد این کار را ناتمام گذاشت. محمد شاه قاجار نیز کوششی برای فتح هرات کرد که ناکام ماند. در زمان ناصرالدین شاه قاجار دوست محمدخان، حاکم کابل و قندهار هرات را گرفت. نیروهای ناصرالدین شاه تحت فرمان حسام‌السلطنه هرات را محاصره کردند و در سال ۱۲۷۳ ه. ق. این شهر را گرفتند.

با مداخلات بریتانیا در جنوب ایران و بحرانی شدن روابط ایران و بریتانیا طی عهدنامه‌ای که در ۱۲۷۳ ه. ق. (۱۸۵۷ میلادی) در پاریس بین نماینده ایران و سفیر بریتانیا امضا شد قرار شد که نیروهای بریتانیا از بنادر و جزایر جنوب ایران خارج شوند و در عوض ایران نیز سپاهیان خود را از هرات فراخواند و استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت. پس از جنگ هرات بسال ۱۲۴۹ ه‍. ق. قسمت‌های از شرق هریرود به بعد (شامل هرات) به افغانستان ضمیمه گردید.

هخامنشیان

هخامنشیان (۳۳۰ - ۵۵۰ پیش از میلاد) نام دودمان پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ خاندان پاسارگاد از خاندان‌های پارسیان بوده‌است.

هخامنشیان، در آغاز پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد آورد و سپس گرفتن لیدیه و بابل، پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ از نوادگان(شاه انشان کیمن,کوروش یکم,کمبوجیه یکم) را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به پادشاهی رسیدن پارسی‌ها و دودمان هخامنشی یکی از رخدادهای برجستهٔ تاریخ باستان است. اینان دولتی ساختند که دنیای باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر فرمان خود در آورد. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. پذیرش و بردباری دینی از ویژگی‌های شاهنشاهی هخامنشی به شمار می‌رفت.

امپراطوری هخامنشیان به عنوان بزرگترین امپراطوری جهان از نظر جمعیت نام برده شده است. بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این امپراطوری زندگی می‌کردند.

خاویر آلوارز عیلام شناس معتقد است که آثار و نقش‌برجسته‌های موجود نشان می‌دهد که هخامنشیان هنر خود را در بخش معماری و نقش‌برجسته از عیلامی‌ها آموخته‌اند.
ادامه نوشته

سکاها

سَکاها دسته‌ای از مردمان کوچ‌نشین ایرانی تبار بودند که محل زندگی آنان از شمال به دشت‌های جنوب سیبری، از جنوب به دریای خزر و دریاچه آرال، از خاور به ترکستان چین و از باختر تا رود دانوب می‌رسید. سکاها مردمانی جنگجو بودند و گهگاه به سرزمین‌های همسایه خود یورش می‌بردند. سکاها همواره در تاریخ قدیم ایران خودنمایی می‌کردند. در نوشته‌های هرودوت، بقراط، ارسطو، استرابون، و بطلیموس اطلاعاتی در مورد سکاها داده شده‌است.

طرحی از سربازان سکایی که از روی یک پیاله کشیده شده‌است.

در ناحیهٔ سکانشین، در شرق، نفوذ چین در فرهنگ بدوی ناحیه غلبه داشت، و در مرکز، عناصر ایرانی‏ بیشتر به چشم می‏خورد و در مغرب، عناصر یونانی آشکار بود. باوجود این به رغم این‏ گرایش‌های بیگانه، فرهنگ بدوی در سراسر ناحیه غالب بود و در آلتایی به صورت خام، و در میان «سکاهای سلطنتی» روسیهٔ جنوبی با پختگی بیشتری جلوه کرد. سکاها در زندگی‏ عصر خود چنان عامل مهمی به شمار می‏آمدند که هرودوت لازم دانست یک کتاب کامل از تاریخ بزرگ خود را به آنان اختصاص دهد.

استرابون منطقهٔ دوبروجا را «سکائستان کوچک» نامید و حال آنکه سراسر نواحی جلگه واقع در شمال‏ و شمال شرقی دریای سیاه را «سکائستان خاوری» نام گذاشت.

ادامه نوشته

مادها

ماد نام یکی از اقوام ایرانی تبار که در سده ۱۷ پیش از میلاد در سرزمینی که بعدها به نام ماد شناخته‌شد، نشیمن گزید.

بسیاری از مورخان باستان، به صراحت، مادها را «آریایی» خوانده‌اند. واژگان بازمانده از گویش مادی  در زبان پارسی باستان، و نیز تصریح «استرابون» به «آریایی» بودن زبان مادها و پیوند و همسانی آن با زبان‌های پارس و بلخ و سغد و سکاها و نیز کلام داریوش بزرگ ـ که زبان مادها و پارس‌ها را در یک گروه قرار می‌دهد، نشانهٔ از «آریایی» بودن زبان مادهاست.

ادامه نوشته

آریایی ها

آریایی


آریائیان (در نقشه به صورت منطقهٔایرانیان و هندوآریائیان نشان داده شده) در محدودهٔ پراکنش اصلی هندواروپائیان. در این نقشه تمایز زبانی سَتِم (قرمز) وکنتوم (آبی) در میان زبان‌های هندواروپایی نشان داده شده‌است.

آریا ، نامی است که از زبان سانسکریت گرفته شده و آن را به معنی شریف، اصیل و آزاده و بسیار نجیب دانسته‌اند. و به نیاکان مشترک اقوام ایرانی و هندی (مردمان شمال هند) (آنان که به زبان‌های هند و ایرانی سخن می‌گفتند) اطلاق شده است. کسی که وابسته و از تبار قوم آریا باشد آریایی، آرین یا آریان می‌نامند.

تنها مورد کاربرد مجاز اصطلاح آریایی درباره اقوامی است که در زمان های باستانی خود، خویشتن را آریا می‌نامیدند.هندیان و ایرانیان (پارس‌ها، مادها و آلان‌ها و سکاها و اقوام ایرانی زبان آسیای میانه) خود را آریا می‌خواندند.

نام ایران نیز از این ریشه مشتق شده‌است. نمونهٔ این اشاره‌ها را می‌توان در اوستا، سنگ‌نبشته‌های هخامنشی و متن‌های کهن هندو (مانند ریگ‌ودا) دید. مورخان قدیم از آن نام برده و هرودوت و بطلمیوس چند قوم را به نام آریایی یاد کرده‌اند. پژوهش گسترده در پیرامون این واژه انجام شده و اختلافات بسیاری به میان آمده‌است.

بایسته‌است یادآوری گردد که واژهٔ آریا پیش از این، به گونه‌های دیگر، از جمله اَری āri به معنای فلات نشین در زبان هندوآریایی کهن و ارتَه در زبان‌های میان رودان به کار رفته‌است. در هزارهٔ سوم پ. م. نیز به واژگان فراوانی که هر یک به گونه‌ای با واژهٔ اَری در آمیخته‌اند، برمی خوریم.

در اواخر سدهٔ ۱۸ شناسای دو شاخهٔ زبان آسیایی یعنی سانسکریت و اوستایی آغاز شد، دانشمندان به شباهت نام زبان سانسکریت با زبانهای یونانی و لاتینیو کلتی و آلمانی پی بردند و این شباهت آشکار کرد که تمام این زبان‌ها دارای یک نیای مشترک هستند.

در سدهٔ نوزدهم، پس از آنکه زبان‌شناسان زبان‌های هندوایرانی و اروپایی را هم‌ریشه یافتند، برخی از اروپاییان واژهٔ آریایی را به معنای کسی که به زبانیهندواروپایی سخن می‌گوید به کار بردند. در سال‌های پایانی سدهٔ نوزدهم و آغاز سدهٔ بیستم، در آلمان و انگلیس، برخی این واژه را برای توصیف مردم شمال اروپا و اقوام ژرمن به کار می‌بردند.

ادامه نوشته

منشور کوروش کبیر

استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود. این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.

ادامه نوشته

خلیج پارس

خلیج فارس، شاخاب پارس آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. نام تاریخی این خلیج، در زبان‌های گوناگون، ترجمه عبارت «خلیج فارس» یا «دریای پارس» بوده‌است. مساحت آن ۲۳۷٬۴۷۳ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود.کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند. در این میان سواحل شمالی خلیج‌فارس تماماً در جغرافیای سیاسی ایران قرار دارند

 

به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.

ادامه نوشته

نوروز

سلام خوانندگان عزیز. فرا رسیدن سال نو را به همه شما تبریک می گویم. به امید سالی بهتر از سال پیش. در ادامه مطلبی درباره ی تاریخچه عید نوروز گذاشته ام آن را بخوانید

ادامه نوشته

اولین چاه نفت دنیا فوران کرد

سال پيش در روز 27 اوت سال 1859 ميلادي نفت براي اولين بار از زير زمين به بيرون فوران كرد و نخستين چاه نفت جهان در آمريكا به نفت رسيد.اين واقعه در ايالت پنسيلوانيا واقع در شمال شرقي آمريكا در نزديكي تيتوسويل در محلي به نام اولد كريك رخ داد.

ادوين ال دريك 60 ساله كه خود را سرهنگ بازنشسته ارتش معرفي مي كرد سرانجام تلاش هايش به نتيجه رسيد و توانست با حفر چاه به نفت دست يابد.

برخلاف عقيده كارشناسان آن دوره ، ادوين دريك معتقد بود با حفر يك چاه ساده مي توان نفت استخراج كرد. او يك چاه را به لطف يك سرمته كه به يك كابل متصل بود و توسط يك ماشين بخار به حركت درمي آمد ، حفر كرد.

هنگامي مته حفاري به عمق 23 متري رسيد طلاي سياه از اين چاه به بيرون فوران كرد. ادوين در همان روز نخست توليد جهاني نفت را دو برابر كرد! كاري كه تاكنون هرگز كسي موفق به انجام آن نشده است!.

نفت كه آن را در گذشته روغن سنگ مي ناميدند از دوران باستان به عنوان يك پديده حيرت آور طبيعي تلقي مي شد. در بسياري از نقاط جهان سفره هاي نفتي در سطح زمين قرار داشتند و حتي مردم بعضي از مناطق از آن به عنوان يك داروي پوستي استفاده مي كردند.

تا اينكه در نيمه قرن نوزدهم ميلادي از نفتي كه در سطح زمين وجود داشت براي روشنايي استفاده شد. سپس به فوايد آن به عنوان يك منبع انرژي جانشين ذغال و ذغال سنگ پي بردند.

كشف نفت توسط دريك موجب شد جويندگان طلاي سياه به ايالت پنسيلوانيا هجوم بياورند. منطقه از دكل هاي چاه ها پوشيده شد و بسياري به ثروت رسيدند.درحاليكه سرهنگ دريك فاقد توانايي معامله و تجارت بود دچار فقر و فلاكت شد و در يك نوانخانه دولتي در ايالت پنسيلوانيا درگذشت.

به اين ترتيب ، در روز 27 اوت سال 1859 ميلادي نفت از نخستين چاه نفتي جهان در ايالت پنسيلوانيا آمريكا از دل زمين به بيرون فوران كرد.

ادوين ال دريك كه با حفر اين چاه به نفت دست پيدا كرده بود ، در عين حال تنها توليدكننده نفت در تاريخ جهان است كه تنها در جريان يك روز توانست توليد جهاني نفت را دو برابر كند!

پس از كشف نفت در پنسيلوانيا هزاران جوينده طلاي سياه به اين ايالت هجوم آورده و ثروتمند شدند اما ادوين دريك داراي چنين اقبالي نبود و سرانجام از شدت فقر در يك نوانخانه دولتي درگذشت.


منبع: جام جم آنلاین

سلطلن سلیمان مجارستان را فتح کرد

485 سال پيش در روز 28 اوت سال 1526 ميلادي سلطان سليمان دوم ملقب به قانوني ، سلطان عثماني ، لشكر لودويگ دوم پادشاه مجارستان را در موهاكس درهم مي شكند و مجارستان را فتح مي كند. با پيروزي سلطان سليمان قانوني ، مجارستان براي چند قرن به عنوان يك كشور مستقل از صحنه جهان محو مي شود.

در دوران سلطنت طولاني سلطان سليمان قانوني از سال 1520 تا 1566 ميلادي امپراتوري عثماني به اوج شكوه و اقتدار خود مي رسد.

بناهاي باشكوهي به همت سينان معمار مشهور يوناني تبار در شهر استانبول ساخته مي شوند.

وسعت امپراتوري عثماني در زمان سلطان سليمان قانوني از مراكش تا مرز ايران و از دروازه هاي وين تا جنوب عربستان گسترش يافت.

در شرق فقط ايران صفويه مانع گسترش بيشتر اين امپراتوري به سوي شرق شد بنابراين سلطان سليمان قانوني توجه خود را به غرب معطوف كرده بود.

سلطان سليمان دوم در سن 25 سالگي در سال 1520 ميلادي جانشين پدرش سلطان سليم اول ملقب به سنگدل شد.

او با همفكري ابراهيم پاشا وزير اعظم و دوست دوران كودكي اش بدون فوت وقت فتوحات عثماني در مديترانه شرقي كه حدود سه ربع قرن پيش با فتح قسطنطنيه آغاز شده بود را به پايان مي رساند.

در 20 دسامبر سال 1522 ميلادي پس از 5 ماه محاصره ، سلطان سليمان دوم قلعه رودس كه شواليه هاي فرقه سن ژان از آن دفاع مي كردند را تصرف مي كند.

سپس تصميم مي گيرد به كشور مجارستان حمله كند كه ميان فتوحات عثماني در سرزمين هاي بالكان و قلمروي امپراتور شارل كن واقع شده بود.

در دشت موهاكس ارتش لودويگ دوم پادشاه مجار و سلطان سليمان قانوني در مقابل هم صف كشيدند.

سلطان سليمان قانوني دست به يك تاكتيك نظامي زده و دستور مي دهد قلب سپاهش طوري آرايش بگيرند كه در ميان آن شكاف هايي به نظر برسند تا از اين طريق سوارنظام قدرتمند مجار فريب شكاف در قلب سپاه عثماني را خورده و دست به حمله بزند.

تاكتيك سلطان سليمان دوم ثمربخش بود و سوارنظام مجارستان به اميد دستگيري سلطان به قلب سپاه عثماني حمله ور شده و در دام مي افتد.

بلافاصله صفوف سپاهيان عثماني سوارنظام مجار را محاصره كرده و توپ ها و سلاح هاي آتشين عثماني از كشته پشته مي سازند.

تعداد كمي از سپاه مجار از جمله لودويگ دوم كه موفق به فرار از صحنه كارزار مي شوند تلاش مي كنند از مرداب هاي منطقه عبور كنند كه در اين تلاش نافرجام در مرداب ها غرق مي شوند.

سلطان سليمان قانوني با اين فتح به آساني شهر بودا (بوداپست امروزي) پايتخت پادشاهي مجارستان را تصرف مي كند. او اكنون به دروازه هاي اروپاي غربي رسيده بود.

به اين ترتيب ، در روز 28 اوت سال 1526 ميلادي سلطان سليمان دوم ملقب به قانوني لشكر لودويگ دوم پادشاه مجارستان را در دشت موهاكس درهم مي شكند و مجارستان را فتح مي كند.

سلطان سليمان قانوني با اين پيروزي به دروازه هاي اروپاي غربي مي رسد و مدتي بعد تصميم مي گيرد به امپراتوري شارل كن حمله كرده و شهر وين را تصرف كند.آيا او موفق به تصرف وين اين دروازه نمادين غرب مي شود؟.


منبع: جام جم آنلاین

جنگ تریاک در چین پایان یافت

169 سال پيش در روز 29 اوت سال 1842 ميلادي ، با امضاي پيمان نانكن «جنگ ترياك» در چين پايان يافت .چند دهه پيش از آغاز اين جنگ ، در سال 1798 ميلادي ويليام پيت ، نخست وزير بريتانيا يك هيات را به رياست مك كارتني به پكن اعزام كرد.

هدف از سفر اين هيات به چين كسب امتيازات و تسهيلات تجاري بود اما امپراتور چين از روي احتياط ترجيح مي داد مرزهاي كشورش را به روي بازرگانان و ميسيونرهاي مذهبي اروپايي ببندد.

بريتانيايي ها كه در مستعمره خود هند كشت خشخاش را گسترش داده بودند و چيني ها را به كشيدن ترياك تشويق مي كردند ، از اين تصميم امپراتور چين بسيار ناخرسند شدند.

آنها به خريد چاي از چين كه در بريتانيا مردم علاقه زيادي به آن داشتند ادامه داده و به زودي موازنه تجاري با چين به سود چين و به زيان آنها شد.

كمپاني هندشرقي بريتانيا تمام توان خود براي فروش غيرقانوني ترياك در چين و رواج اعتياد در اين كشور را به خرج داده بود.

فروش غيرقانوني ترياك در چين كه در سال 1800 ميلادي فقط 100 تن بود در سال 1838 ميلادي به ميزان 2600 تن رسيده بود.

در سال 1839 ميلادي ، لين تسوسيو ، حاكم كانتون 20000 صندوق ترياك غيرقانوني را ضبط كرده و در ملاءعام صندوق هاي حاوي ترياك را معدوم كرد.

اين بهانه اي بود كه لندن انتظار آن را مي كشيد تا گشودن مرزهاي چين به روي بازرگانان بريتانيايي را به اين كشور تحميل كند.

بنابراين ، تحت نام مقدس تجارت آزاد ، لرد ملبورن نخست وزير ملكه ويكتوريا جوان و پالمرستون وزير خارجه اش مجلس وست مينستر را متقاعد كردند تا دستور اعزام يك نيروي نظامي به چين و تنبيه حاكم كانتون را صادر كند.

يك ناو جنگي بريتانيا بندر كانتون را بمباران كرد و نظاميان بريتانيايي مجمع الجزاير شوسان در نزديكي بندر كانتون را تصرف كردند.

سپس چند كشتي جنگي بريتانيا رودخانه يانگ تسه كيانگ را پيمودند و شهر نانكن (نانجينگ امروزي) پايتخت جنوبي چين را مورد تهديد قرار دادند و حكومت امپراتور تائوكوئانگ را ناگزير به تسليم شدن در مورد خواسته هايشان كردند.

اين اقدام كه بعدها «سياست توپخانه» ناميده شد به پيمان ننگين نانكن منجر گرديد كه براساس آن بريتانيايي ها حق تجارت آزاد در 5 بندر چين از جمله كانتون و شانگهاي را به دست آوردند.

علاوه بر اين ، آنها قيمومت هنگ كنگ كه دروازه ورودي به كانتون و چين جنوبي بود را كسب كردند.

اما تحقيرها ادامه يافتند ، امپراتور ناگزير گرديد حق تردد آزادانه در خاك چين را به اتباع بريتانيا بدهد و خسارتي به مبلغ 21 ميليون دلار نقره را به دولت بريتانيا بپردازد.

با امضاي پيمان نانكن «امپراتوري مركز» لقب چين دوره فاجعه باري مملو از جنگ هاي داخلي و تحقير شدن هاي مداوم در مقابل «شياطين موقرمز» كه از غرب مي آمدند را آغاز كرد.

به اين ترتيب در روز 29 اوت سال 1842 ميلادي با امضاي پيمان ننگين نانكن «جنگ ترياك» در چين پايان يافت.

امضاي پيمان نانكن موجب گرديد تا ساير كشورهاي اروپايي و ايالات متحده خواستار امتيازات مشابهي مانند بريتانيا شوند و با زور و تهديد اين امتيازات ارضي و تجاري را كسب كرده و دوران سياهي را در تاريخ اين كشور پهناور باستاني ثبت كنند.


منبع: جام جم آنلاین