.طبق رسم درباريان ايران حرمسراي يك شاه مانند مملکتش به پادشاه بعدي مي  رسيد ويكي از همسران شاه فهميد كه گئومات يك گوش ندارد واين مسئله را با پدرش كه از ياران داريوش بود در ميان گذاشت.   داريوش يكي از سرداران كمبوجيه كه اونيز از فرزندان هخامنش(عمو زاده كمبوجيه)بود بر عليه گئومات شورش كرد وراز او را فاش ساخت . بعد از كشته شدن گئومات او با نام داريوش اول تاجگذاري كردوپادشاه ايران شد .دردوران او ايران بسيار ترقي كرد ونام وي به عنوان يكي از پيشگامان  مديريت غير متمركز ثبت شد.

  حدود دو سال پيش در جايي خواندم كه داستان بردياي دروغين فقط نقشه اي بود تاداريوش به قدرت برسد:

بعد از رفتن كمبوجيه، برديا به تخت مي نشيند وداريوش كموجيه را مي كشد سپس  برديا را دروغين خوانده واورا نيز مي كشد به اين ترتيب خود وارث تاج وتخت مي شود.

نكته جالب هم در همين است كه در حاليكه هيچكس از كشته شده برديا اصلي خبر نداشته چطور يك مغ از طبقه پايين جامعه با اطلاع از اين مسئله خود را برديا ناميد وباز چطور در حاليكه داريوش نيز ازراز مرگ برديا خبر نداشت(كموجيه اين راز را هيچگاه فاش نكرد)به ماهيت گئومات پي برد.

تنها جواب اين معما در كتاب عشق وحسادت كه داستاني بر گرفته از زندگي بردياست نوشته شده وفكر مي كنم اگر قرار باشد فرض متقلب بود داريوش(كه فكر نمي كنم درست باشد)را كنار بگذاريم؛معقولترين نظر است ؛چنين آمده:

 دراين كتاب  آمده كه:دشمني كمبوجيه با برديا بر سر حكومت نبود بلكه او دل گرو عشق دختروزير خود داشت ودختر عاشق برديا بود.اين دختر تنها شاهد قتل برديا با نقشه شاه وهمكاري پدرش بود وتصميم به انتقام گرفت .وي با ديدن گئومات وشباهت او به برديا او را تحريك به ادعاي پادشاهي كرد .بعد از مرگ كمبوجيه ،كار او با گئومات هم تمام شده بود وبايد اورا نيز از سر راه برميداشت بنابراين به  يكي از همسران شاه گفت:آيا ميداني كه شاه برديا نيست ،به آن نشان كه او يك گوش ندارد در حاليكه چطور ممكن است يك شاهزاده مجازات شده باشد .(در زمان هخامنشيان يكي از مجازاتها بريدن گوش بود وگئومات موهاي خود را بلند مي كرد تا كسي متوجه اين مورد نشود.)واو را تحريك به ديدن گوش بردياي دروغين كرد.اينچنين به كار گئومات هم پايان داده شد وتاريخ ايران با يك تقلب بزرگ گره خورد.

نتيجه گيري:

1.كمبوجيه خيلي خنگ بوده چون بايد فكر مي كرده كه بردياي به سفر رفته خلاصه يك زماني بايد برگرده يا نه؟پس بهتر بود ميگفت برديا در راه تصادف كرده ومرده.

2.اگر بردياي دروغين نقشه داريوش بود پس او هم با همه زرنگي سوتي داده ودستش خلاصصصصصصصصصصه رو شد

3.عقل معشوق برديا هم عيب داشته اخه آدم به يك امپراطوري ويك كشور گند مي زنه كه عشقش مرده.

4.مردم ان زمان هم عقلشان درست وحسابي كار نميكرده وگرنه دست داريوش وكمبوجيه رو مي خواندند.

5.شايد هم گئومات بيچاره راست ميگفته.حالا برديا نه ولي شايد يك شاهزاده بود .وگرنه چرا اون بايد صاف صاف مي رفت وشبيه يك شاهزاده ميشد.شايد مادرش صيغه كوروش بوده .از مردهاي ايراني(دور از جون شما)كه هر چي بگي برمياد.

6. اگر شما از تقلبات اخير آگاه وعصباني هستيد مي توانيد به هر ميزان كه دلتان بخواهد  بد وبيراه نثار داريوش كنيد چون او پاي تقلب را در ايران باز كرد وگرنه ما واين حرفاااااااااااااا

7.خون خودتون رو زياد كثيف نكنيد كاريه كه شده.